X
تبلیغات
سـخن دوست

سـخن دوست
سلامی چو بوی خوش آشنایی
عضويت سريع

قوانين سايت

کد امنيتي :
ورود کاربران
نام کاربري:
رمز عبور :
نظر سنجي
پيوندهای روزانه
امار سايت
افراد آنلاين : 1
بازديد امروز : 41
بازديد ديروز : 0
هفته گذشته : 42
ماه گذشته : 275
سال گذشته : 2721
کل بازديد : 2721
کل مطالب : 19
نظرات : 2


زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسباب کشی کردند. روز بعد هنگام صرف صبحانه زن متوجه شد که همسایه اش در حال آویزان کردن رخت های شسته است.
رو به همسرش کرد و گفت: لباس ها را چندان تمیز نشسته است. احتمالا بلد نیست لباس بشوید شاید هم باید پودرش را عوض کند.
مرد هیچ نگفت.مدتی به همین منوال گذشت و هر بار که زن همسایه لباس های شسته را آویزان می کرد، او همان حرف ها را تکرار می کرد.
یک روز با تعجب متوجه شد همسایه لباس های تمیز را روی طناب پهن کرده است به همسرش گفت: یاد گرفته چه طور لباس بشوید.
مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجره هایمان را تمیز کردم!



امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
تعداد بازدید : 113
طبقه بندی : داستان,آموزنده,عکس ,فرهنگی اجتماعی,
كلمات كليدي: داستان,سخنان زیبا,آموزنده,
[ 1397/2/3 ] [ 23:17 ] [ علی ]
درباره وبلاگ

مهربانى در كلام اعتماد به ‌نفس ایجاد می کند مهربانى در ذهن کمال ایجاد می کند و مهربانى در بخشش عشق ایجاد می کند پس مهربان باشیم
آرشيو مطالب
چت باکس



امکانات وب